پايگاه خبري يمين
ديدگاه گزارش تصويري دريچه اي به جهان گزارش مطبوعات رو در رو پيوندها جستجو
 

بازخوانی خطبه های سال 60 هاشمی رفسنجانی
ما در حال آزمایش شدنیم
از خاصیت‌های این آزمایش‌ها این است كه صفوف را مشخص می‌كند و در فراز و نشیب‌هایی كه پیش می‌آید، افراد شناخته می‌شوند. به عنوان مثال در اوایل انقلاب اكثر مردم، همه افراد معمم و روحانی، یا لااقل بخش عظیمی از آنها را به یك چشم نگاه می‌كردند. دو سال از انقلاب گذشته، امروز صفوف مشخص شده. جامعه می‌فهمد كه كدام روحانی حق و كدام ناحق است.


مطالبی كه در دو خطبة نماز جمعه بیان می‌شود و موضوع مجزا ولی مرتبط به هم و هر دو موضوع از مهمات مسائل روز است. اولین موضوع، موضوع آزمایش انسان، و دوم مسئله نفاق است. مسئله نفاق ممكن است بحث ادامه‌داری باشد و به دنبال آنچه كه در بحث گذشته گفته شد بیان شود. و بحث كوتاهی در مورد آزمایش خداوندی از انسان، كه اگر با توجه عمیق عنایت شود، سازنده و هدایت‌گر خواهد بود.


آزمایش انسان
آزمایش انسان در تمام تاریخ از سنن الهی است، سنتی است كه از قرآن استفاده می‌شود، تغییرپذیر نیست و همیشگی و عمومی است و با ابزاری از هر نوع پیش می‌آید. اولین سوالی كه به ذهن انسان خطور می‌كند این است كه: برای خداوند، آزمایش انسان چه معنا دارد؟ خداوند كه همه چیز را با علم حضوری و مطلق می‌داند، چه نیازی به آزمایش است؟ در خلال بحث مختصراً جواب این سوال هم داده خواهد شد.
پایه اساسی آزمایش در جهان‌بینی خاص اسلام باید جستجو شود. انسان از دیدگاه اسلام و قرآن، موجودی است كه، رهرو یك راه پرمخاطره و بی‌نهایت، به سوی خداست و در این راه گرفتار همه گونه مشكلات و عوائق و هدایت‌هاست. اسلام به انسان این گونه نمی‌نگرد كه: موجودی تمام شدنی است، و هر چه برایش در زندگی پیش می‌آید باید بپذیرد. بلكه موجودی خلاق، تصمیم‌گیر و مرید است و سرنوشتش به دست خودش می‌باشد. و در عین حال از او خواسته شده كه: آن هدفی را كه برایش در نظر گرفته‌اند، تعقیب كند، در هیچ مكتبی از مكاتیب موجود جهان، این گونه كه اسلام بر انسان تكیه و حساب دارد، تكیه نشده است. اومانیسمی كه در شرق و غرب مطرح است، برای انسان بسیار قلم زده و كارهای زیادی برایش انجام داده اما همه با اهداف محدود و كوتاه و پست و مادی و دنیوی است. برای انسان در اسلام و قران «لقاءالله» و جلب رضایت خدا و زندگی در جوار رحمت الهی، با سعادتی توصیف‌ناپذیر (كه فعلاً برای ما مشخص نیست) در نظر گرفته شده است. احسب الناس ان یتركوا ان یقولا آمنا و هم لایفتنون. آیا مردم چنین پنداشتند كه به صرف این كه گفتند ما ایمان آوردیم رها‌شان كنند و بر این دعوی هیچ امتحانشان نكنند؟

ونبلوكم بالشروا لخیر فتنه. و شما را به بدی و نیكی مبتلا كرده تا بیازمائیم.
وسیلة آزمایش خداوندی هم، منحصر به وسائل خاصی نیست نعمتهای الهی، مصائب و خیر و شر حوادث روزگار همه، وسیلة آزمایش‌اند، همة امكانات و مسائل منفی كه در زندگی ماست وسیله آزمایش‌اند. و هدف از این آزمایش هم این است كه: انسان از این كوران سالم‌تر، صادق‌تر، و پاك‌تر و راه‌پوتر درآمده و در جامعه یكی از اهداف آزمایش این است كه: صفوف مشخص بشود، خبیث از طیب جدا شده و شناخته شود. راهها مشخص شده و ائمه طرق هم شناخته شوند. البته اگر بخواهیم دربارة تمام جوانب این مسئله‌ها بحث كنیم، كتاب مفصلی خواهد شد. بنابراین هر قسمتی كه اشاره می‌شود شعبه خاصی از این بحث است.

چرا ما آزمایش می‌شویم؟
و اما این قسمت بحث برای این مطرح می‌شود كه در جامعة ما و در بین ملت ما شاید طبقاتی باشند كه، ممكن است توقعات و برداشتهایی از اسلام و كمك‌های الهی و مسائل جاری داشته باشند كه برای هدایت نیاز به این توضیحات و روشنگری‌ها دارد.
بسیار سوال شده و خیلی از مردم با وسواس می‌خواهند بفهمند كه: اگر اسلام دین حق است، اگر راه ما حق و اگر انقلاب ما انقلاب اسلامی است، و با وجود حقانیت امام، چرا باید متحمل خسارت بشویم؟ و چرا خداوند با كرم و اعجاز و قدرتش، همة عقبات را از بین ما برنمی‌دارد؟ و چرا راه ما را با قدرت الهی صاف نمی‌كند؟
اسلام و قرآن از انسان می‌خواهد كه، اگر خواستار مقام عالی انسانیت است، باید راه خویش را خود باز كند. اگر باز كرد و به راه افتاد، در اینجا خداوند وعده داده كه: والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا. آنان كه در راه ما به جان و مال خویش جهد و كوشش كردند محققاً آنها را به راه خویش هدایت می‌كنیم.


آری در چنین موقعی خداوند راه‌ها را نشان خواهد داد.
مصیبت‌هایی در تاریخ دیده شده و خیلی‌ها با دید ساده فكر می‌كنند كه، اگر این مصیبت‌ها و شهادت‌ها و خسارت‌های وارده بر اموال و ارواح را قرار داه است؟ چرا خداوند، این همه صدمات را از این جمعیت حق و راه حق در این دنیای باطل، با كرم خویش دفع نمی‌كند؟
اگر خداوند می‌خواست، جامعه‌ای بسازد، كه با ارادة قهریة الهی سعادتمند باشد، جوامع ملائكه و فرشته‌ها بود. و بنابر قول اكثریت در آن جوامع تكلیف وجود ندارد و هدایت، قاطع است و مقام انسانیت هم نیست.

اما انسان معجون دیگری است. با فكر، با عقل، تصمیم‌گیر، خلاق، با راه بی‌نهایت و قدرت تقدم بر ملائكه و رفتن به سوی خدا، و كسب افتخار این كه گل سر سبد عالم وجود قرار بگیرد. اگر بناست انسانی با این خصوصیات و موجودی با این موقعیت، داشته باشیم، باید این گونه باشد كه از ماده، حركتهای آرام را شروع كرده، به جایی برسد كه هنگامی كه ندای رضایتبخش الهی را می‌شنود عالی‌ترین نوع لذات را احساس كند. احساسی كه امروز برای ما درك آن خیلی ممكن نیست. این انسان در بوتة آزمایش قرار می‌گیرد. عقبات و درودها و موفقیتهایی پیش می‌آید كه تماماً باید با این دید تحلیل‌گر، سازنده باشد. و انسان را در مسیر و راه خویش تقویت كند. تاریخ چنین بوده، حضرت آدم، پدربزرگ ما، آزمایش شد، نوح آزمایش شد، ابراهیم و اسماعیل آزمایش شدند، یعقوب و یوسف آزمایش شدند، موسی و عیسی و پیغمبر عظیم‌الشأن ما، همگی آزمایش شدند. همه این پیامبران با بدترین نوع صدمات و با بهترین نوع مواهب آزمایش شدند و این آزمایشها آنها را پایدارتر و محكم‌تر نمود.
با این رویه مؤمنان و كافران هم در بوتة آزمایشات فردی و اجتماعی قرار می‌گیرند. هم قوم فرعون آزمایش شدند، هم قوم موسی، اصحاب نوح و لوط و اصحاب عیسی و موسی و پیغمبر آخر‌الزمان همگی آزمایش شده‌اند، مسلمانهای صدر اسلام، دائماً در بوتة آزمایش قرار داشتند. او لایرون انهم یفتنون فی كل عام مره او مرتین. (آیا نمی‌بینند كه آنها در هر سالی یك بار یا دو بار البته امتحان می‌شوند؟)
آزمایش‌های فردی هم كه در زندگی انسان دائمی است، و هر روز و هر ساعت ممكن است برای ما آزمایش پیش بیاید و هر قدر هم كه هدف بزرگ‌تر و شخصیت عظیم‌تر و راه طولانی‌تر باشد، آزمایش‌ها سنگین‌تر است.

جامعه ما و آزمایشات الهی
جامعة ما، به نظر كسانی كه از این دید، جامعه را زیر مطالعه قرار داده‌اند، از آزمایش بسیار خوب بدر آمده است. به نظر می‌رسد: ملت انقلابی ما تا امروز، در پیشگاه خدا، رو سفید بوده است و آزمایش‌ها را با موفقیت انجام داده است. پیروزی‌ها، او را از راهش منحرف نكرده و شكست‌های موضعی هم او را از هدف دور نساخته است. چه بسا مقاوم‌تر كرده است. مردم، روزی كه ما در همین دانشگاه، برای آمدن امام از پاریس، متحصن بودیم و كنار گوشمان دائماً رگبار مسلسل بلند بود، و دسته دسته افراد مجروح را مقابل مسجد دانشگاه می‌آورند، همین گونه در صحنه بودند كه: روزی كه امام به وطن بازگشت و حكومت پلید خانواده پهلوی، سقوط كرد و همه چیز به دست مردم افتاد. روزی كه سلحشوران ما، شهر م رزی و حساس نوسود را گرفتند و ملت اسلامی و قلب امام و انقلابیون دنیا را خوشحال كردند (خداوند بر توفیقاتشان بیفزاید) حال ملت، در مقاومت در راه حق، همانند روزی بود، كه خبر سقوط خونین شهر رسید. یعنی وقتی كه خونین شهر از دست مردم رفت، گفتند: مقاومت كرده و شهر را پس می‌گیریم. و روزی هم كه نوسود را گرفتند، گفتند: این تنها گامی به جلو بود و گام‌های دیگر را باید ادامه دهیم. این گونه انسانها، لیاقت دارند كه رحمت خدا را جذب كنند. ما از این گونه خاطره‌ها در دوران جنگ و همة دوران انقلاب فراوان داریم و هنگامی كه، خداوند با لطف بیكرانش حملة نظامی آمریكا را در طبس با طوفان شن خنثی می‌كند و آن روز كه ده لشگر مجهز عراق بخشی از كشور ما را می‌گیرد، این ملت در هر دو حالت به یك نحو در صحنه حاضر است، و این آزمایش عظیمی است. آزمایشی است كه خدا را راضی می‌كند و نشان می‌دهد كه این ملت راهش را انتخاب كرده و در راهش محكم ایستاده و پیش می‌رود.


جدائی پلید از پاكیزه
از خاصیت‌های این آزمایش‌ها این است كه صفوف را مشخص می‌كند و در فراز و نشیب‌هایی كه پیش می‌آید، افراد شناخته می‌شوند. به عنوان مثال: در اوایل انقلاب، اكثر مردم، همة افراد معمم و روحانی، یا لااقل بخش عظیمی از آنها را به یك چشم نگاه می‌كردند دو سال از انقلاب گذشته، امروز صفوف مشخص شده، جامعه می‌فهمد كه كدام روحانی حق و كدام ناحق است، چه كسی راست و چه كسی دروغ می‌گفته است. حادثه‌ای، مثل ریاست جمهوری آقای بنی‌صدر پیش می‌آید، صفوف مشخص می‌شود، سرمایه‌دارها، ولگردها، كافه‌چی‌ها، ساواكی‌ها، فرصت‌طلبها، دشمنان اسلام همه خود را نشان می‌دهند. لیمیزالله الخبیث من الطیب. (تا آن كه خدا پلید را از پاكیزه جدا سازد.) این از خاصیت همین آزمایشات است. طبقة زحمتكش و مولد و جانباز و فداكار و مسلمان، كم‌كم صفوفشان مشخص شد و تشكیل حزب‌الله طیف وسیعی از خلق را در برگرفت. اكنون ما تكلیفمان را فهیمده و مسائلمان را درك كرده و دوست و دشمنان را از هم تشخیص می‌دهیم. یك سال قبل خیلی‌ها شعار می‌دادند كه امروز معلوم شد كه دروغ می‌گفتند. دو سال قبل كسانی كه شعار می‌دادند، بیشتر بودند و حالا معلوم شد كه آنها هم دروغ می‌گفتند. اگر این آزمایش‌ها نبود، اگر این جامعه یكنواخت حركت می‌كرد، مجاهد از منافق، ایثارگر از فرصت‌طلب و حق از ناحق جدا نمی‌شد. جامعه در تباهی فرو می‌رفت، توطئه‌ها عمیق‌تر می‌شد و این حركت‌های خوب یا بد، مصیبت‌ها یا نعمت‌ها همه آزمایش خداوندی است. وبلوناهم بالحسنات و السیئات لعلهم یرجعون. و آنها را به خوبی‌ها و بدی‌ها بیازمودیم باشد كه باز گردند.

یكی از فوائد این جزر و مدها كه اشاره شد و روح این بحث را تشكیل می‌دهد و احتیاج به دقت و توجه بیشتری دارد این است كه: مسئله‌ای اتفاق افتاد كه ما كمتر انتظارش را داشتیم و بعد از وقوع آن، متوجه شدیم كه قرآن چقدر زیبا و ظریف به این حركت‌های اجتماعی پرداخته است؛ گروه‌های متعددی بودند كه قبلاً به آنها اشاره شد. نفاق چپ و نفاق راست كه در مقابل ما بودند. این گروه‌ها در این جریان حركت اجتماعی متفق شدند، علیرغم این كه اتحاد و اتاق در جناح باید قدرت‌افزا باشد، قرآن می‌فرماید كه: اتفاق اجزاء باطل و همكاری جناح‌های باطل ضعف‌آ‌فرین است، نه قدرت‌‌آفرین. یعنی هنگامی كه دو گروه باطل، با هم همكاری می‌كنند، به جای این كه یكدیگر را تقویت كنند و نیروی اضافی بیافرینند، از درون این اتحاد نامقدس ضعف بروز كرده و شكست را تسریع می‌كند. جبهة نفاق لیبرالیسم با جبهة نفاق چپ و سانترالیزم كه با هم بر افتادند، با هم از مقابل حركت اسلامی برداشت. طبق این آیه قرآن كه می‌فرماید: لیمیزالله الخبیث من الطیب. این حركت‌های اجتماعی باعث شد كه صف خوبان از صف بدان جدا شد. اما صف خبیث، ویجعل الخبیث بعضه علی بعض. و پلیدان را بعضی با بعضی دیگر درآمیزد. خداوند اراده كرده كه در كوران‌های اجتماعی بعضی از موجودات خبث و جریانات خبث را بعضی دیگر، تركیب كرده و اینها را متراكم و جمع كنند و جمع اینها را به سقوط بكشاند. چرا؟ اینها از جمع باید به استحكام برسند، اما خداوند می‌فرماید: فیركمه جیمعاً فیجعله فی جهنم. (و با هم گرد‌ آور (خبثا را) آنگاه همه را در آتش دوزخ افكند.)

خداوند به این نحو فرمول سقوط خبیث‌ها را در حركت‌های اجتماعی ساخته است، اینها را با هم جمع كرده و هنگامی كه جمع شدند، به جای این كه محاسن هم را ببینند، عیوب یكدیگر را می‌گیرند. به این نكته جالب توجه كنید: چپ‌گراها مانند: جناح پیكار، مجاهدین خلق، فدائی خلق و تمام این تیپ‌ها كه عمری شعار می‌دادند، حقوق كارگر، حقوق محرومان، مبارزه با سرمایه‌دارها، مبارزه با امپریالیسم، مبارزه با ابرقدرت‌ها، و به خاطر این كه شعار طرفداری از مجروحین را می‌دادند، عده‌ای را به این جهت جذب كرده بودند، هنگامی كه، با جناح لیبرالی كه سرمایه‌دارها و ساواكی‌های مخصوص تصفیه شده و دلال‌ها و مقاطعه‌كارها و زالوصفت‌ها را شامل می‌شد، متحد شدند، زرق و برق شعارهایشان را از دست داده و در صفوف خودشان ایجاد تردید كردند. یعنی كسی كه با نهایت خلوص به آنها پیوسته تا از حقوق محرومین دفاع كند، اكنون كه با چنین وضعی برخورد كرده و می‌بیند كه قبله و رهبر و مطلوب و مقصودش با لیبرالیست با هم ساخته‌اند، در حركت خود دچار تردید می‌شود.

نقطه مقابل، طرفداران آن جناحی كه در تمام عمر و در همة حركاتش، شعار آزادی داده و با ادعای آزادیخواهی عده‌ای را جمع كرده بود و تمام بی‌بندوبارها را به امید واهی آزادی كه در آینده خواهد داد به خودش امیدوار كرده بود، وقتی كه می‌بینند كه با یك گروه چپ افراطی كه در شعارهایشان به خون اینها تشنه‌اند، پیوند كرده و راه مشترك گرفته‌اند، دچار تردید می‌شوند.
مردمی هم كه از دور نظاره‌گرند و طرفدار هیچ گروهی از اینها نیستند، می‌گویند: خدایا این گروه‌ها چه می‌گفتند؟ كسی كه دم از آزادی‌خواهی زده و صحبت از دموكراسی می‌كرد، امروز با گروه پیكار و رنجبر چگونه می‌تواند همكاری كند؟ (پیكار و امثال او) كه دیكتاتوری كارگر را می‌خواهند و خواستار حذف سرمایه‌داری و ضد لیبرالیسم‌اند! پس هر دو دروغ گفته و فقط ادعا دارند.
اگر بیست جبهه، با بیست شعار، وجود داشته باشند، هنگامی كه با یكدیگر تركیب و جمع شده، و بخواهند یك جبهه را تشكیل دهند هر بیست شعار متزلزل شده و هر بیست جبهه از درون خویش می‌پوسد و در صفوفشان ایجاد تردید می‌شود. و این مجموعة نامتجانس و دافع یكدیگر، وقتی بخواهند در یك میدان به مبارزه برخیزند، در مقابل یك سیل مهاجم مكتبی كه قرار بگیرند، شاخه‌های سیل در خلل و فرج و داخل زوایای خالی از فكر و عقیده و ایمان و روزنه‌های تردید، وارد شده و اینها را از درون متلاشی می‌كند.

حال توجه كنید به این آیه، كه چقدر جالب معنا می‌دهد: لیمیزالله الخبیث من الطیب. خداوند صفوف را مشخص می‌كند و یجعل الخبیث بعضه علی بعض. خبیث‌ها همه با هم جمع می‌شوند دفتر هماهنگی، روزنامة انقلاب اسلامی، دفتر رئیس جمهوری، پیكار، رنجبر، جبهة ملی، فدائی، مجاهد و تمام كجروان، سلطنت‌طلب‌ها، طرفداران بختیار، و همة این تیپ‌ها كه هر یك در محدوده كوچكی برای خویش رونقی داشتند، مجموعه‌ای تشكیل می‌دهند فیركمه جمیعاً فیجعله فی جهنم. این هم پایان كار، مجموعه به جهنم می‌رود. واقعاً اعجاز است. (تكبیر)
این یك سطر قرآن، به اندازه یك كتاب در تحلیل جامعه‌شناسی مطلب دارد. اما كوتاه و پشت سر هم مطلب را بیان كرده و مصداق تمام آیه، همان اجتماع نیروهای شیطانی است كه روز دوشنبه 30 خرداد، بعد از جریان عدم كفایت سیاسی آقای بنی‌صدر، به دور هم جمع شده بودند و خیال می‌كردند: تهران و ایران را به خاك و خون می‌كشند اما به محض این كه بچه‌های حزب‌الله از كوچه‌های جنوب شهر پیدا شده و سپس چند موتورسوار به میدان آمدند، دیدیم كه این مجموعة متراكم خبیث، تا دو ساعت بعد از شروع حركت متقابل مردم، اصلاً گم شدند. كانه وجود نداشتند. این چه تاریخ روشن و چه تحلیل گویایی است كه حركات آزمایشی كه سنت الهی است این چنین راه را هموار می‌كند.

یكی دیگر از آیات قرآن كه در این رابطه مضممون خوبی می‌یابد، می‌فرماید: لیحملوا او ذارهم كامله یوم القیمه و من اوذار الذین یضلونهم بغیر علم. (تا آن كه آنان در نتیجه انكار روز قیامت بار سنگین گناه خود را با بار گناه كسانی كه از جهل گمراهشان كردند بدوش نهند) می‌دانیم كه در قیامت لاتزروا زره و زراخری هیچ نفسی بار دیگری را بر دوش نگیرد. اصولاً در داستان كیفر الهی مطلب همین است. اما خداوند می‌فرماید: با این كه هر كس مسئول عمل خویش است، عده‌ای هستند كه مسئولیت اعمال دیگران را هم به عهده دارند و آنها كسانی هستند كه باعث اضلال دیگران می‌شوند و گمراه كننده دیگران هستند. در رابطة با اجتماع جبهه‌های خبیث، این مطلب صدق پیدا می‌كند. یعنی وقتی كه جبهة خبثا جمع شد هر یك از اینها در عمل، مسئولیت اعمال خلاف دیگران را هم به عهده دارد، امروز هر گناهی كه مجاهد خلق بكند. به پای بنی‌صدر هم نوشته می‌شود و هر گناهی كه باند بنی‌صدر انجام دهد، به پای مجاهد خلق هم نوشته می‌شود. پیكار و اقلیت و صدام و قاسملو و سادات و ارتجاع منطقه مطلقاً و آمریكا، مجموعاً در كشور ما مسئول جنایاتند و واقعاً هم مسئولند. یعنی جبهة نامقدس چپ و راست خبیث، مسئولیت این جنایت‌ها را به عهده دارد و ملت به پای اینها خواهد نوشت و این، از عوامل سقوط و عدم موفقیت آنهاست. (تكبیر)

نتیجه‌ای كه از لحاظ آزمایش فردی می‌گیریم، در وجود خودمان است. برادران و خواهران عزیز: این آزمایش دائماً وجود دارد، محور را تقوا و حركت در راه خدا قرار بدهید. در مورد حوادثی كه اتفاق می‌افتد و این كه آیا تلخند یا شیرین، و رحمتند یا مصیبت‌بار، باید بگوئیم كه این مرحله بعدی كار است و برای كسانی كه با تقوای اصیل و هدف الهی در راه خدا حركت می‌كنند، شهادت و پیروزی و موفقیت‌ها و شكست‌ها، همه یك معنا دارد.
و اگر این روحیه‌ای كه امروز در میان ما هست، محفوظ بماند می‌توانیم امیدوار باشیم كه انقلاب ما راه اصلی خویش را در پیش دارد.


والسلام علیكم و رحمت‌الله و بركاته


خطبه های نماز جمعه/ خطبه اول/

19/4/1360

منبع:مرکز اسناد انقلاب اسلامی





چاپ مطلب

صفحه اول | پیوندها | تماس با ما
یاوران
بانگداد