پايگاه خبري يمين
ديدگاه گزارش تصويري دريچه اي به جهان گزارش مطبوعات رو در رو پيوندها جستجو
 

به مناسبت سالروز اعلام انقلاب فرهنگی
همه داستان انقلاب فرهنگی در این 30 سال
با پيروزي انقلاب اسلامي، نياز به تحول عميق در فرهنگ هاي وارداتي در جامعه و خصوصا در نظام آموزشي و فرهنگي كشور احساس مي شد؛ چرا كه نظام آموزش كشور كه پايه فرهنگ جامعه مي باشد تحت سلطه استعمار پايه ريزي شده بود و تامين كننده نيازهاي اساسي جامعه اسلامي و مبتني بر فرهنگ اسلامي نبود.


با پيروزي انقلاب اسلامي، نياز به تحول عميق در فرهنگ هاي وارداتي در جامعه و خصوصا در نظام آموزشي و فرهنگي كشور احساس مي شد؛ چرا كه نظام آموزش كشور كه پايه فرهنگ جامعه مي باشد تحت سلطه استعمار پايه ريزي شده بود و تامين كننده نيازهاي اساسي جامعه اسلامي و مبتني بر فرهنگ اسلامي نبود.

به گزارش خبرنگار«خبرنامه دانشجویان ایران»، از اين رو در ابتداي انقلاب گروه هاي مختلف وابسته به غرب و شرق دانشگاه را پايگاهي براي اشاعه عقايد انحرافي خود و نيز كانون مقابله با دانشجويان انقلابي و مسلمان قرار داده بودند و دانشگاه به صحنه زد و خورد و ضرب و شتم گروهك ها بدل شده بود و در واقع ورود دانشجویان به دانشگاه مساوی بود با داخل شدن به مرکز هیاهو و تبلیغات سیاسی گروههای سیاسی – نظامی که به غیر از شعارها و تحلیل های عاطفی و احساسی چیز دیگری برای عرضه نداشتند.و می توان گفت در واقع دانشگاه ستادی شده بود جهت پشتیبانی گروهک های ضد انقلاب که در شهرهای مرزی در مقابله با انقلاب تلاش می کردند.

در تمام روزهای بهمن و اسفند 58 درگیری های شدید در دانشگاه تهران ادامه داشت در روز دوم اسفند این درگیری ها به اوج خود رسید گروههایی از خارج دانشگاه به طرفداری یا مخالفت گروهای درگیر وارد دانشگاه شدند و به درگیری ها دامن می زدند . سید نژاد عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم در آن زمان می گوید : "بعد از شکل گیری تحکیم در مهرماه 58 کار فرهنگی را در مجموعه شروع کرده بودیم .مثلا روشنفکران مشروطه مثل آخوند زاده و طالبوف را نقد می کردیم و کار پژوهشی انجام می دادیم . برخی افراد هم مسئول شده بودند روی انقلاب فرهنگی چین کار کنند . بر اساس همین مطالعات به بحث انقلاب فرهنگی در ایران پرداختیم . مقرر شد ایده امان را با مسئولان کشور همچون اعضای شورای انقلاب در میان بگذاریم .

دولت موقت سقوط کرده بود و ما در همین فاصله تا فروردین 59 جلساتی را برگزار کردیم 20 تا 30 نفر بودیم که برای بررسی این موضوع جلسه می گذاشتیم در دانشگاه تربیت معلم." وی درباره ایده انقلاب فرهنگی هم می گوید : " بعد از تصرف سفارت ما به دنبال تشکیل جلسه مجمع عمومی دفتر تحکیم وحدت رفتیم . در جلسه مجمع عمومی بود که دیدگاههای مختلفی درباره تسخیر سفارت مطرح شد و بحث ها به انقلاب فرهنگی رسید . بیشتر من و آقای احمدی نژاد این ایده را مطرح و در خصوص ضرورت ان صحبت کردیم . بعد از اینکه مجمع عمومی یک گروه کاری مشخص کرد این ایده تبدیل به پروژه شد ."

پس از ایده پردازی اولیه قرار می شود تا طرح انقلاب فرهنگی با مقامات ارشد نظام در میان گذاشته شود . جانمایه بحث موافقت یا عدم موافقت آنها با تعطیلی دانشگاهها بود . شهید رجایی و شهید بهشتی و شهید باهنر در جریان کار قرار گرفتند. به گفته سیدنژاد شهید رجایی محکم حمایت می کند و می گوید : شهید رجایی حتی بحث تعطیلی مدارس را مطرح کرد و گفت که من اگر می توانستم مدارس را هم تعطل می کردم .... از نظر شهید رجایی مدارس هم بهره وری نداشتند .

دانشجویان پیرو خط امام که در لانه جاسوسی مستقر بودند نیز طرف مشورت دانشجویان قرار می گیرند اما سران دانشجویان مستقر در لانه موافقتی با جمعبندی دانشجویان درگیر در دانشگاهها ندارند . سید نژاد از مذاکره اش با ابراهیم اصغرزاده در لانه می گوید :"من در چارچوب رایزنی هایم به سفارت هم رفتم و با آقای اصغرزاده مذاکره کردم.با آقای اصغرزاده یک ساعتی صحبت کردم.گزارشی دادم و گفتم که انقلاب فرهنگی یک ضرورت است و برای انجام آن هم باید دانشگاه ها تعطیل شوند . آقای اصغرزاده خیلی روشن گفت که من صددرصد مخالف هستم چون هرچه ما در تصرف سفارت داشته ایم شما پنبه خواهید کرد . میلیشیای مجاهدین شب و صبح پشت در سفارت تجمع داشت و تسخیر سفارت به کانون وحدت گروه های چپ تبدیل شده بود .

آقای اصغرزاده گفت که این حرکت شما درست عکس حرکت لانه است و تفرقه ایجاد می کند و وحدت گروهها را ازبین می برد . گفت که امریکا مترصد چنین فرصتی است تا بر اساس فضای آشوب داخلی ، عملیاتی نظامی انجام دهد . در نهایت هم ایشان گفت که انقلاب فرهنگی بهترین هدیه به آمریکاست و محکم مخالفت کرد."

صادق محصولی هم می گوید : "زمانی که قضیه انقلاب فرهنگی مطرح شد مخالفت هایی صورت گرفت و هرچقدر صحبت کردیم نتوانستیم اجماع را بدست آوریم ودر آخر زمانی که نتیجه گرفته نشد ، دوستان دانشگاههای مختلف با هم تماس گرفتند و اینگونه یادم هست که گفتند اگر شما شروع کنید ما به دنبال شما می اییم و این کار را شروع کردیم ودانشگاههای دیگر هم یکی پس از دیگری به انقلاب فرهنگی پیوستند ."

در تهران دانشجویان مسلمان دانشگاه علم و صنعت پیشگام می شوند . روز 28 فروردین علم و صنعت میان دانشجویان مسلمان و گروهک ها چند بار دست به دست می شود اما غلبه نهایی با دانشجویان مسلمان است.سنگین ترین درگیری های آن روز در دانشگاه تربیت معلم رخ می دهد . در 29 فروردين 1359 منافقين و گروهك ها با حمله به دانشگاه تربيت معلم و ضرب و شتم دانشجويان مسلمان، كنترل دانشگاه را در دست گرفتند. شوراي انقلاب 3 روز به آنها مهلت داد تا اتاق ها و ستادهاي عملياتي خود را از دانشگاه ها خارج كنند.

مردم به منظور مقابله با گروهك ها به راهپيمايي پرداختند و در روز 2/2/1359 در حاليكه منافقين به سلاح گرم و سرد مسلح بودند، مردم موفق به شكست آنها شدند و دانشگاهها را تصرف كردند و به اين ترتيب تا 27/9/1361 دانشگاهها تعطيل بود. در اين مدت ستاد انقلاب فرهنگي وظيفه بررسي و تحقيق و برنامه ريزي جهت تغيير محتوا و عملكرد نظام آموزشي كشور را بر عهده داشت. عمده ترين اهداف اين انقلاب فرهنگي تجديد نظر در نظام آموزش و ساختار دانشگاهها و متحول ساختن آن متناسب با نيازهاي كشور و تامين استقلال سياسي ، اقتصادي و رهايي از وابستگي به شرق و غرب و نيز تصفيه دانشگاهها از عناصر وابسته به استعمارگران و ابرقدرتها و به طور كلي از عناصر ضدانقلاب بود.

حضرت امام خمینی (ره) ضمن حمایت از حرکت دانشجویان در رابطه با انقلاب فرهنگی می فرمایند :"بايد انقلابي اساسي در تمام دانشگاههاي سراسر ايران به وجود آيد تا استاداني كه در ارتباط با شرق و غربند تصفيه بشوند و دانشگاه محيط سالمي شود براي تدريس علوم عالي اسلامي. بايد از بد آموزيهاي رژيم سابق در دانشگاههاي سراسر ايران شديداً جلوگيري كرد؛ زيرا تمام بدبختيهاي جامعه ايران در طول سلطنت اين پدر و پسر از اين بدآموزيها به وجود آمده است.اگر ما در دانشگاهها تربيتي اصولي داشتيم هرگز طبقه روشنفكر دانشگاهي ما كه در بحراني ترين اوضاع ايران در نزاع و چند دستگي با خودشان نبودند.

و از آنچه كه بر مردم مي گذشت چنان آسان عبور نمي كردند به نحوي كه گويي در ايران نيستند. تمام عقب ماندگيهاي ما به لحاظ فقدان شناخت صحيح اكثر روشنفكران دانشگاهي از جامعه اسلامي ايران بود؛ و متأسفانه هم اكنون هم هست. اكثر ضربات مهلكي كه به اين اجتماع خورده است از دست اكثر همين روشنفكران دانشگاه رفته است كه هميشه خود را بزرگ مي ديدند و مي بينند و تنها حرفهايي مي زدند و مي زنند كه دوستان روشنفكر خودشان قادر به درك آنها هستند ولا غير.

روشنفكران متعمد و مسئول بياييد و تفرقه و تشتت را كنار گذاريد و به مردم فكر كنيد و براي نجات اين قهرمانان شهيد داده خود را از شر "ايسم" و "ايست" شرق و غرب نجات دهيد. روي پاي خود بايستيد و از تكيه به اجانب بپرهيزيد."

صدور پيام نوروزي امام خميني " ره" در اول فروردين 1359 را بايد نقطه عطفي در تاريخ انقلاب فرهنگي دانست ايشان در بند يازده اين پيام بر ضرورت ايجاد «انقلاب اساسي در دانشگاه‏ هاي سراسر كشور»، «تصفيه اساتيد مرتبط با شرق و غرب» و «تبديل دانشگاه به محيطي سالم براي تدوين علوم عالي اسلامي» تأكيد كردند.

شوراي انقلاب به دنبال ملاقات با امام « ره » در بيانيه 29/1/59 خود مقرر كرد كه دانشگاه بايد از حالت ستاد عملياتي گروه‏ هاي گوناگون خارج شود. در اين بيانيه، سه روز مهلت براي برچيده شدن دفاتر و تشكيلات گروه‏ ها در دانشگاه‏ ها تعيين و افزوده شده بود كه امتحانات دانشگاهي بايد تا 14 خرداد به پايان برسد و از 15 خرداد دانشگاه‏ ها تعطيل و هرگونه اقدام استخدامي و مانند آن در دانشگاه متوقف گشته و نظام آموزشي كشور براساس موازين انقلابي و اسلامي طرح ريزي شود. پس از تعطيل رسمي دانشگاه ها ، امام خميني « ره » در 59/3/23 فرماني را مبني بر تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي صادر نمودند .

در قسمتي از فرمان ايشان آمده است : "مدتي است ضرورت انقلاب فرهنگي كه امري اسلامي است و خواست ملت مسلمان مي‏باشد اعلام شده است و تاكنون اقدام مؤثري انجام نشده است و ملت اسلامي و خصوصاً دانشجويان با ايمان متعهد نگران آن هستند و نيز نگران اخلال توطئه گران كه هم اكنون گاه گاه آثارش نمايان مي ‏شود و ملت مسلمان و پايبند به اسلام خوف آن دارند كه خداي نخواسته فرصت از دست برود و كار مثبتي انجام نگيرد و فرهنگ همان باشد كه در طول مدت سلطه رژيم فاسد كارفرمايان بي‏ فرهنگ، اين مركز مهم اساسي را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند.

ادامه اين فاجعه كه مع الاسف خواست بعضي گروه هاي وابسته به اجانب است، ضربه اي مهلك به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي وارد خواهد كرد و تسامح در اين امر حياتي، خيانتي عظيم بر اسلام و كشور اسلامي است. بر اين اساس به حضرات آقايان محترم محمدجواد باهنر، مهدي رباني املشي، حسن حبيبي، عبدالكريم سروش، شمس آل احمد، جلال الدين فارسي و علي شريعتمداري مسؤوليت داده مي ‏شود تا ستادي تشكيل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بين اساتيد مسلمان و كاركنان متعهد با ايمان و ديگر قشرهاي تحصيل كرده، متعهد و مؤمن به جمهوري اسلامي دعوت نمايند تا شورايي تشكيل دهند و براي برنامه‏ ريزي رشته‏ هاي مختلف و خط مشي فرهنگي آينده دانشگاه ها، براساس فرهنگ اسلامي و انتخاب و آماده سازي اساتيد شايسته، متعهد و آگاه و ديگر امور مربوط به انقلاب آموزشي اسلامي اقدام نمايند." ستاد انقلاب فرهنگي طبق فرمان امام (ره) ملزم بود كه در برخورد با مسايل دانشگاهي فعاليت‏هاي خود را بر چند محور متمركز كند:
1ـ تربيت استاد و گزينش افراد شايسته براي تدريس در دانشگاه‏ ها
2ـ گزينش دانشجو
3ـ اسلامي كردن جو دانشگاه‏ ها و تغيير برنامه‏ هاي آموزشي دانشگاه‏ ها، به صورتي كه محصول كار آنها در خدمت مردم قرار گيرد.

بر اين اساس، ستاد از صاحبنظران مختلف دعوت به همكاري نمود و در اولين گام گروه‏ هاي برنامه‏ ريزي در رشته‏ هاي پزشكي، فني و مهندسي، علوم پايه كشاورزي، علوم انساني و هنر تشكيل شد. از آنجايي كه مديريت دانشگاه‏ ها در گذشته هماهنگ با فرهنگ اسلامي جامعه نبود، بايد تغييراتي در مديريت دانشگاه‏ ها به عمل مي آمد، سازمان دانشگاه‏ ها بايد دگرگون مي‏شد و مهمتر از همه، محيط دانشگاه‏ ها اسلامي مي‏شد. براي اين منظور، كميته‏ اي در ستاد با عنوان " كميته اسلامي كردن دانشگاه‏ ها " ، تشكيل شد. با توجه به ناهماهنگي ضوابط و مقررات حاكم بر دانشگاه‏ ها با شرايط انقلابي جامعه، قسمت اعظم فعاليت‏هاي ستاد بر اسلامي كردن دانشگاه‏ ها و تعيين ضوابط و مقرراتي منطبق با موازين اسلامي متمركز شد.

در شهريور ماه سال 62 با توجه به نظر امام (ره) مبني بر لزوم ترميم و تقويت ستاد و مخصوصاً حضور مسئولين اجرايي در آن، به دنبال نامه رئيس جمهور وقت (حضرت آيت الله خامنه ‏اي)، امام امت در تاريخ 8/6/62 طي نامه‏ اي به پيشنهاد رئيس جمهور مبني بر ترميم و تكميل ستاد انقلاب فرهنگي پاسخ دادند و از اين تاريخ ستاد با تركيب ذيل به فعاليت خود ادامه داد: نخست وزير، وزراي فرهنگ و آموزش عالي و فرهنگ و ارشاد اسلامي، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهي و آقايان علي شريعتمداري، احمد احمدي، عبدالكريم سروش و مصطفي معين. با بازگشايي دانشگاه ها و توسعه مراكز آموزشي و گستردگي فعاليت ستاد انقلاب فرهنگي ضرورت تقويت اين نهاد بيش از پيش احساس شد بطوريكه در 19 آذر 1363 دومين ترميم عمده ستاد انقلاب فرهنگي توسط حضرت امام خميني (ره) انجام گرفت و به اين ترتيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تركيبي جديد تشكيل شد.

در بخشي از اين فرمان آمده است: "خروج از فرهنگ بدآموز غربي و نفوذ و جايگزين شدن فرهنگ آموزنده اسلامي، ملي و انقلاب فرهنگي در تمام زمينه ها در سطح كشور آن چنان محتاج تلاش و كوشش است كه براي تحقق آن ساليان دراز بايد زحمت كشيد و با نفوذ عميق ريشه دار غرب مبارزه كرد. اينك با تشكر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگي براي هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح كشور، تقويت اين نهاد را لازم ديدم بدين جهت علاوه بر كليه افراد ستاد انقلاب فرهنگي و رؤساي محترم سه قوه، حجج اسلام آقاي خامنه ‏اي، آقاي اردبيلي و آقاي رفسنجاني و همچنين جناب حجه الاسلام آقاي مهدوي كني و آقايان سيدكاظم اكرمي وزير آموزش و پرورش و رضا داوري و نصرالله پورجوادي و محمدرضا هاشمي را به آنان اضافه نمودم." به دنبال استفسار مورخ 29/11/63 رئيس جمهور وقت درباره اعتبار مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي، حضرت امام در تاريخ 6/12/63 پاسخ فرمودند:"ضوابط و قواعدي را كه شوراي محترم عالي انقلاب فرهنگي وضع مي نمايند بايد ترتيب آثار داده شود." سومين ترميم عمده شوراي عالي انقلاب فرهنگي به سال 1375 برمي‏گردد.

حضرت ‏آيت ‏الله ‏خامنه ‏اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در تاريخي 14/9/75 با صدور پيامي ضمن تعيين تركيب جديد اعضاي شوراي عالي بر اهميت جايگاه و وظايف خطير آن نيز تأكيد نمودند، در اين پيام آمده است: "شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه با تدبير حكيمانه امام راحل عظيم الشان به جاي ستاد انقلاب فرهنگي پديد آمد، نقش فعال و مؤثري را در عرصه هاي امور فرهنگي كشور به خصوص دانشگاه‏ ها ايفا كرد و بركات زيادي از خود به جاي گذارد. اكنون با پيشرفت كشور در كار سازندگي و گسترش دامنه نياز به دانش و تخصص و لزوم فراگيري علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان كارآمد، اهميت اين بخش از مسايل فرهنگي تأكيد مضاعف يافته است.

توسعه دانشگاه‏ ها و پژوهشگاه‏ ها و ديگر مراكز آموزش و آموزش عالي كه پاسخ طبيعي به آن نياز است و افزايش چشمگير كميت دانشجويي، به نوبه خود تكاليف تازه‏يي را بر عهده مسؤولان امور فرهنگي كشور مي‏گذارد كه برتر از همه آنها اولاً كيفيت بخشيدن به مايه هاي علم و تحقيق در اين مراكز و ثانياً پرداختن به تربيت معنوي دانشجويان و هدايت فكر و عمل آنان است."

در بخشي ديگر از اين پيام، با اشاره به هجوم فرهنگي همه جانبه دشمنان به ارزش‏هاي اسلامي، فرهنگ اصيل ملي و باورهاي مردم آمده است: "همه اين حقايق مهم و هشدار دهنده مسؤولان فرهنگي كشور را به تدبيري برتر و اهتمامي بيشتر و تلاشي گسترده تر فرا مي خواند و به ويژه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را كه در جهاد ملي با بي‏سوادي و عقب ماندگي علمي و تبعيت فرهنگي، در حكم ستاد مركزي و اصلي است، به تحرك و نوآوري و همت گماري برمي‏ انگيزد." بدين ترتيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي وارد مرحله جديد از حيات تشكيلاتي ‏شد. در اين مرحله شوراي عالي انقلاب فرهنگي موظف گرديد در رأس فعاليتهاي خود به «مديريت فرهنگي» جامعه در عرصه هاي مختلف بپردازد و با سياستگذاري‏هاي اصولي خود زمينه را براي پيدايش جامعه‏اي بهره ‏مند از حيات طيبه الهي فراهم سازد.





چاپ مطلب

صفحه اول | پیوندها | تماس با ما
یاوران
بانگداد